کتابخانه
همهی اصطلاحهایی که اطلس به کار میبرد و همهی منابعی که محتوایش بر آنها استوار است.
- آزمون پله (آزمون پلنت)
- آزمایشی برنامهریزیشده که در آن هر MV به صورت پلهای یا با سیگنال دودویی شبهتصادفی جابهجا میشود و پاسخ CVها ثبت میشود تا رفتار واحد شناخته شود. آزمون میتواند دستی، خودکار حلقهباز یا حلقهبسته باشد؛ در حالت حلقهبسته کنترلکننده CVها را داخل حدود نگه میدارد.
- در آزمون کلاسیک هر MV هشت تا پانزده بار پله داده میشود و آزمون شبانهروزی ۵ تا ۱۵ روز طول میکشد.
- آسیای نیمهخودشکنSAG
- آسیای دوّار بزرگی که سنگ را عمدتاً با قطعات خود سنگ و مقدار کمی گلولهی فولادی خرد میکند؛ بار آن که از توان و فشار یاتاقان تشخیص داده میشود، برای بیشترین ظرفیت باید در محدودهی باریکی بماند.
- آنالایزر برخط (OSA)OSA
- آنالایزری، معمولاً از نوع فلورسانس پرتو ایکس (XRF)، که بهنوبت از چند جریان دوغاب کارخانهی تغلیظ نمونه میگیرد و عیار فلز هر کدام را گزارش میکند؛ چون همهی جریانها یک دستگاه مشترک دارند، هر جریان فقط هر چند دقیقه یک مقدار تازه میگیرد.
- یک آنالایزر XRF که به ۱۸ جریان خدمت میکند هر چرخهی کامل را در حدود ۱۶ دقیقه تمام میکند؛ بنابراین کنترلر عیار فلوتاسیون با مقدارهایی تا همین اندازه قدیمی کار میکند.
- آند (پالایش مس)
- صفحهی ریختهگریشده از مس پالایش حرارتی (حدود ۹۹ درصد) که در سلول پالایش الکتریکی حل میشود؛ ناخالصیهای آن در محلول میمانند یا بهصورت لجن آندی به کف سلول میریزند.
- آهن اسفنجیDRI
- آهن جامد متخلخل حاصل از احیای مستقیم که معمولاً بیش از ۹۰ درصد آهن آن فلزی است و مقداری کربن و گانگ اولیهی سنگ را دارد؛ بهصورت سرد (CDRI)، داغ (HDRI) یا بریکته (HBI) تحویل میشود.
- آهن بریکتهی گرمHBI
- آهن اسفنجی که در دمای ۶۵۰ درجهی سانتیگراد یا بیشتر به بریکتهای بالشیشکل چگال (دستکم ۵ گرم بر سانتیمتر مکعب) فشرده میشود؛ بسیار کندتر اکسید میشود و مانند بار فلهی معمولی قابل حمل است.
- احیای پیوستهی کاتالیستCCR
- طرحی از ریفورمر که در آن کاتالیست آرامآرام از راکتورهای روی هم پایین میآید، به احیاکنندهای بالا برده میشود که کک آن را میسوزاند و دوباره برمیگردد؛ بنابراین واحد هرگز برای احیا متوقف نمیشود و میتواند در فشار کم و شدت بالا کار کند. در مقابل، واحدهای نیمهاحیایی هر چند ماه یکبار کل واحد را متوقف میکنند.
- احیاکنندهی CCR در پکیج کنترلی سازندهی خود کار میکند و APC ریفورمر فقط گردش کاتالیست را از طریق نقطهی تنظیم ΔP بالابر تغییر میدهد.
- احیای مستقیمDR
- جدا کردن اکسیژن از سنگ آهن در حالت جامد و زیر نقطهی ذوب، با گاز احیایی (عمدتاً H2 و CO حاصل از گاز طبیعی) یا با زغال؛ محصول آن آهن اسفنجی است. فرایندهای اصلی گازی میدرکس و HYL/ENERGIRON هستند.
- اختلاط گرید (Intermix)
- طولی از شمشال در تغییر گرید یک سکانس ریختهگری که فولاد قدیم و جدید در آن مخلوط میشوند؛ یک مدل محل آن را محاسبه میکند تا آن اسلبها جدا یا با گرید پایینتر عرضه و در شجرهی محصول ردیابی شوند.
- ارزیابی انطباق
- هر فعالیتی که نشان دهد یک محصول، فرایند، خدمت یا سامانهی مدیریت با یک استاندارد منطبق است — اظهارنامهی خود تأمینکننده (طرف اول)، ممیزی مشتری (طرف دوم) یا گواهی مستقل (طرف سوم). مناقصهها و مقررات تعیین میکنند کدام نوع پذیرفته است.
- طبق قانون تابآوری سایبری اتحادیهی اروپا، بیشتر نرمافزارها میتوانند از ارزیابی انطباق خود سازنده استفاده کنند، اما محصولاتی که «مهم» یا «حیاتی» فهرست شدهاند مسیرهای سختگیرانهتری دارند که تا ارزیابی توسط نهاد اعلامشده (Notified Body) میرسد.
- ارزیابی نفت خام (assay)
- شناسنامهی آزمایشگاهی یک نفت خام: منحنی تقطیر نقطهی جوش واقعی (TBP) و خواص هر برش جوشی (چگالی، گوگرد، فلزات، خواص سرمایی و …). برنامهریزان با آن ارزش نفتهای خام را تعیین میکنند و مهندسان با آن پیشبینی میکنند واحد تقطیر چه محصولی خواهد داد.
- پیش از رسیدن یک محمولهی جدید، assay آن در LP پالایشگاه بارگذاری میشود تا تصمیم گرفته شود چه مقدار از آن فراورش شود و کدام اهداف واحدها تغییر کنند.
- استخراج حلالی – الکترووینینگSX-EW
- مسیر هیدرومتالورژی که در آن مس لیچشده با اسید توسط یک استخراجکنندهی آلی خالص و غلیظ میشود (SX) و سپس با آندهای بیاثر بهصورت کاتد رسوب میکند (EW)، بدون ذوب.
- SX-EW در سال ۲۰۲۴ حدود ۴٫۸ میلیون تن مس تولید کرد.
- اشتراک (Subscription) و آیتم پایششده (Monitored Item)
- در OPC UA کلاینت یک اشتراک با بازهی انتشار مشخص میسازد و آیتمهای پایششده را به آن اضافه میکند؛ هر آیتم بازهی نمونهبرداری و در صورت نیاز فیلتری مانند باند مرده دارد. سرور مقادیر را نمونهبرداری میکند و در هر بازهی انتشار فقط تغییرات را میفرستد؛ بنابراین کلاینت نیازی به سرکشی ندارد.
- یک برنامهی APC با بازهی نمونهبرداری ۱ ثانیه مشترک ۱۲۰ تگ DCS میشود و فقط برای تگهایی که مقدار یا وضعیتشان در آن ثانیه تغییر کرده اعلان دریافت میکند.
- اعتبارسنجی و تطبیق داده (DVR)DVR
- روشی آماری که اندازهگیریهای افزونه را در محدودهی عدمقطعیت شناختهشدهشان طوری اصلاح میکند که موازنهی جرم و انرژی بسته شود، و ابزارهایی را که خطایشان بزرگتر از خطای تصادفی است مشخص میکند. راهنمای VDI 2048 این روش را شرح میدهد و حسابداری بازده در پالایشگاه و حسابداری فلز در معدن به آن متکیاند.
- سه فلومتر اطراف یک انشعاب ۲٫۱ درصد با هم اختلاف دارند؛ تطبیق داده این اختلاف را به نسبت عدمقطعیت هر کدام پخش میکند و فلومتری را که دچار رانش شده نشان میدهد.
- افزونگی
- تکرار اجزای حیاتی (کنترلرها، منابع تغذیه، I/O، شبکهها، سرورها) تا هنگام خرابی جزء اصلی، جزء پشتیبان خودکار جای آن را بگیرد؛ این کار در برابر خرابیهای تصادفی حفاظت میکند، اما نه در برابر علتهای مشترک مانند حملهی سایبری یا خطای پیکربندیای که در هر دو کپی شده است.
- افشای هماهنگ آسیبپذیریCVD
- فرایند توافقشدهای که تأمینکننده با آن گزارشهای آسیبپذیری را از پژوهشگران، مشتریان یا CERTهای ملی دریافت میکند، مشکل را رفع میکند و در زمانی هماهنگشده اطلاعیه منتشر میکند تا کاربران پیش از آگاه شدن مهاجمان از جزئیات، وصله را نصب کنند. ISO/IEC 29147 بخش بیرونی افشا و ISO/IEC 30111 رسیدگی درونی را پوشش میدهد.
- افق پیشبینی
- اینکه کنترلکننده تا چه زمانی در آینده CVها را پیشبینی میکند؛ معمولاً دستکم برابر با طولانیترین زمان رسیدن به حالت پایا در مدل، تا اثر کامل هر حرکت دیده شود.
- افق کنترل
- تعداد حرکتهای آیندهی MV که کنترلکننده برنامهریزی میکند. از افق پیشبینی کوتاهتر است؛ افق کنترل کوتاهتر یعنی متغیر تصمیم کمتر و حرکتهای آرامتر.
- اوورفلش (بستر شستشوی برج خلأ)
- مایعی که از زیر بستر شستشوی برج خلأ پایین میریزد؛ یعنی بخشی از روغن شستشوی پاشیدهشده روی بستر که دوباره تبخیر نشده است. حداقلی از اوورفلش ثابت میکند بستر خیس است؛ بستری که خشک شود کک میگیرد و دورهی کار را زودتر تمام میکند. اغلب اندازهگیر ندارد و باید استنتاج شود.
- بالا بردن دمای خروجی کوره گازوئیل بیشتری بیرون میکشد اما روغن شستشوی بیشتری را هم تبخیر میکند؛ بنابراین APC واحد خلأ دبی روغن شستشو را بالا میبرد تا اوورفلش بالاتر از حداقل بماند.
- اینترلاک
- منطقی که در صورت برقرار بودن یا نبودن شرایط مشخص، از انجام یک اقدام جلوگیری میکند یا آن را اجباری میکند. اینترلاکهای فرایندی و تجهیزاتی در BPCS قرار دارند؛ اینترلاکهایی که با یکپارچگی موردنیاز از مخاطرات شناساییشده حفاظت میکنند به SIS تعلق دارند.
- پمپ تا زمانی که شیر مکش آن بسته است روشن نمیشود (اینترلاک BPCS)؛ کوره با فشار سوخت بسیار پایین تریپ میدهد (تابع SIS).
- بازگشت کنترل به DCS (Shedding)
- منطقی در سمت DCS که وقتی ضربان (heartbeat) APC قطع شود، نوشتنی رد شود یا اپراتور مُد حلقه را عوض کند، MV را از کنترل APC خارج میکند و حلقه را با حفظ آخرین نقطهی تنظیم معتبر به یک مُد محلی امن برمیگرداند.
- باند مرده (Deadband)
- باند مرده حداقل تغییری است که یک مقدار باید داشته باشد تا دوباره گزارش یا ذخیره شود و بهصورت مقدار مطلق یا درصدی از محدوده تعیین میشود. ترافیک شبکه و فضای ذخیره را کم میکند، اما اگر بیش از حد پهن باشد حرکت واقعی فرایند را پنهان میکند و به شناسایی مدل APC و تحلیل داده آسیب میزند.
- با باند مردهی مطلق ۰٫۵ درجهی سانتیگراد، تغییر دمای راکتور از ۳۵۰٫۰ به ۳۵۰٫۳ درجه گزارش نمیشود، اما رسیدن آن به ۳۵۰٫۶ درجه گزارش میشود.
- بخش پاستوریزاسیون
- چند سینی بالای برج تفکیک C2 که بالاتر از محل برداشت اتیلن گرید پلیمری قرار دارند. این سینیها آخرین مقادیر هیدروژن و متان را از اتیلن جدا و به یک جریان خروجی کوچک (vent) در بالای برج میفرستند؛ به همین دلیل محصول چند سینی پایینتر از بالای برج برداشت میشود، نه از درام رفلاکس.
- در یک برج مستندشده، بخش پاستوریزاسیون ۹ سینی بالایی از ۱۲۳ سینی است.
- بدحالتی (همخطی)
- وقتی دو یا چند CV تقریباً به یک شکل به MVهای موجود پاسخ میدهند، ماتریس بهره عدد حالت بزرگی دارد و خطاهای کوچک حرکتهای بسیار بزرگ MV میطلبند. این ویژگی خود فرایند است و باید در طراحی رفع شود و در هر سیکل برای زیرفرایند فعال دوباره بررسی شود.
- دو دمای سینی مجاور در یک برج تقطیر را نمیتوان مستقل از هم کنترل کرد.
- برج تفکیک (اسپلیتر)
- برج تقطیری که دو جزء با نقطهی جوش بسیار نزدیک، مانند اتیلن از اتان یا پروپیلن از پروپان، را از هم جدا میکند. اسپلیترها بلند هستند، رفلاکس بالا دارند و جزو بزرگترین مصرفکنندههای انرژی در واحد الفین هستند.
- برج تفکیک C2 اتیلن گرید پلیمری تولید میکند و اتان را به کورهها برمیگرداند.
- برچسب زمانی منبع در برابر برچسب زمانی سرور
- برچسب زمانی منبع زمانی است که مقدار در مبدأ اندازهگیری شده یا تغییر کرده است؛ برچسب زمانی سرور زمانی است که یک سرور (یا جمعآورنده) آن را دریافت کرده یا آخرین بار تازه کرده است. OPC UA هر دو را حمل میکند. تحلیل داده، تحلیل توالی رویدادها و شناسایی مدل APC به زمان منبع نیاز دارند؛ استفاده از زمان رسیدن پس از تخلیهی یک بافر یا در شبکهی کند، علت و معلول را مخدوش میکند.
- پس از ۲ ساعت قطعی شبکه، بافر Edge دادهی انباشته را آزاد میکند؛ مقادیر برچسب زمانی منبع خود را از دورهی قطعی حفظ میکنند، درحالیکه برچسب زمانی سرور همهی آنها دقیقهی رسیدنشان را نشان میدهد.
- برنامهی توان (EAF)
- زمانبندی تپ ترانسفورماتور و نقطهی تنظیم جریان یا ولتاژ که کورهی قوس در طول یک ذوب دنبال میکند؛ نرمافزار بهینهسازی آن را بهصورت بلادرنگ بر اساس وضعیت مذاب تغییر میدهد.
- بروکر و موضوع (Topic) در MQTT
- در MQTT کلاینتها هرگز مستقیماً با هم صحبت نمیکنند؛ به یک بروکر وصل میشوند. موضوع نام سلسلهمراتبی و جداشده با اسلش است که پیام زیر آن منتشر میشود و مشترکان، موضوعها را — در صورت نیاز با نویسههای جایگزین (+ برای یک سطح و # برای همهی سطوح پایینتر) — انتخاب میکنند. درخت موضوعها در عمل مدل دادهی یک سامانهی MQTT است؛ بنابراین نامگذاری آن یک تصمیم طراحی است، نه یک جزئیات.
- مشترک موضوع acme/isfahan/dri/module1/+/temperature دمای همهی واحدهای مدول ۱ احیای مستقیم را دریافت میکند، اما هیچ دادهای از کارخانهی گندلهسازی نمیگیرد.
- بریکاوت و پیشبینی بریکاوت
- بریکاوت پاره شدن پوستهی نازک جامد زیر قالب ریختهگری است که فولاد مذاب را بیرون میریزد، ماشین را متوقف میکند و به تجهیزات آسیب میزند؛ سامانهی پیشبینی بریکاوت ردیفهای ترموکوپل قالب را برای الگوی دمایی چسبیدن پوسته پایش میکند و پیش از پاره شدن پوسته سرعت ریختهگری را کم میکند.
- بنزین پیرولیزpygas
- مایع C5 به بالایی که کراکر بخار در بخشهای کوئنچ، فشردهسازی و بوتانزدا میعان میکند. غنی از آروماتیک است ولی به دلیل دیانها و استایرن ناپایدار است، پس پیش از استفاده برای استخراج آروماتیکها یا اختلاط بنزین هیدروتریت میشود.
- کراک نفتا بسیار بیشتر از کراک اتان بنزین پیرولیز میدهد.
- بهروزرسانی بایاس با نتیجهی آزمایشگاه
- اصلاح مدل استنتاجی با هر نتیجهی جدید آزمایشگاه یا آنالایزر: اختلاف مقدار آزمایشگاه با پیشبینی در زمان واقعی نمونهگیری پس از بررسی دادهی پرت و نمونهی دیررس یا تکراری، فیلتر میشود و بهعنوان بایاس اضافه میشود.
- بهینهسازی بلادرنگRTO
- لایهای بالای APC که با یک مدل حالت پایای دقیق از واحد یا سایت، معمولاً هر یک تا چند ساعت و وقتی واحد در حالت پایاست، هدفهای اقتصادی را محاسبه میکند و به کنترلکنندههای MPC تحویل میدهد.
- بهینهسازی معدن تا آسیا
- در نظر گرفتن آتشباری، سنگشکنی و آسیاکنی بهعنوان یک سامانهی واحد، تا طراحی آتشباری و اختلاط سنگ بر اساس ظرفیت و مصرف انرژی آسیا انتخاب شود و نه فقط بر اساس نیاز معدن.
- خردایش ریزتر در آتشباری میتواند ظرفیت آسیای SAG را بالا ببرد؛ بنابراین معدن ممکن است سنگ سختتر را با شدت بیشتری آتشباری کند.
- بیانیهی کاربستپذیریSoA
- سندی در ISO/IEC 27001 که همهی کنترلهای پیوست A استاندارد را فهرست میکند، میگوید هر کدام اعمال شده یا نه، و دلیل گنجاندن یا کنار گذاشتن هر یک را میآورد. ممیزان و مشتریان آن را میخوانند تا ببینند گواهی واقعاً چه چیزی را پوشش میدهد.
- پالایش الکتریکیER
- خالصسازی مس با حل کردن آندهای ناخالص و رسوب دادن مس خالص (۹۹٫۹۹ درصد) روی کاتدها با جریان مستقیم در الکترولیت سولفات مس و اسید سولفوریک.
- پخت (سختسازی) گندله
- عملیات حرارتی که گندلهی خام نرم را به گندلهی پختهی سخت تبدیل میکند: خشککردن، پیشگرم، پخت و خنککردن روی گریت متحرک یا در گریت–کیلن.
- پمپاراند (pumparound)
- جریان مایعی که از برج برداشت، در مبدل خنک و چند سینی بالاتر به برج برگردانده میشود. حرارت را از میانهی برج برمیدارد، جریان مایع داخلی را تعیین میکند و حرارت مفید را به قطار پیشگرمایش نفت خام برمیگرداند.
- افزایش بار حرارتی پمپاراند بالایی حرارت بیشتری را به نفت خام بازمیگرداند، اما رفلاکس بالای آن را کم میکند.
- تاندیش
- ظرف واسطهی نسوزکاریشده بین پاتیل و قالب ریختهگری که هنگام تعویض پاتیل جریان فولاد را برقرار نگه میدارد و اجازه میدهد آخالها شناور شوند.
- تبار داده (Data Lineage)
- مسیر ثبتشدهی یک مقدار از منبع، از میان همهی محاسبهها، اصلاحها و نسخهبرداریها تا محل مصرف. تبار نشان میدهد اگر بازهی یک تگ یا فرمولی عوض شود، کدام KPIها و مدلها آسیب میبینند.
- تبدیل پروتکل
- تبدیل پروتکل یعنی ترجمهی داده از یک پروتکل به پروتکل دیگر — Modbus به OPC UA، OPC DA به OPC UA، OPC UA به MQTT. مقادیر معمولاً سالم میمانند؛ آنچه اغلب از دست میرود فراداده است: کیفیت، برچسب زمانی منبع، واحد مهندسی، نوع داده و ساختار مدل اطلاعاتی. هر گام تبدیل باید از نظر آنچه حذف میکند بررسی شود.
- گیتویای که رجیسترهای Modbus را به OPC UA تبدیل میکند باید برچسب زمانی (زمان سرکشی) و کیفیت (Good اگر سرکشی موفق بود) را خودش بسازد، چون Modbus هیچکدام را حمل نمیکند.
- تخلیهی اضطراری فشار
- یک تابع ایمنی که شیری را از مدار راکتور فشار بالا به فلر باز میکند تا فشار با نرخ معینی پایین بیاید، واکنشها کند و بسترها خنک شوند. در هیدروکراکر دفاع اصلی در برابر فرار دمایی است و باید خودکار آغاز شود، چون فرار دمایی در چند دقیقه شکل میگیرد.
- در Tosco Avon در ۱۹۹۷ سامانهی ۱۰۰ psi در دقیقه فقط با تریپ کمپرسور گاز برگشتی خودکار فعال میشد و سامانهی ۳۰۰ psi در دقیقه فقط دستی بود؛ هیچکدام بهموقع به کار نرفت و لولهی خروجی یکی از راکتورها بر اثر دمای بیش از حد پاره شد.
- تعادل حرارتی FCC
- این قاعده که احیاکنندهی FCC باید دقیقاً به اندازهی گرمایی که شکست مولکولها لازم دارد کک بسوزاند. به همین دلیل دبی خوراک، دمای رایزر، گردش کاتالیست، هوا و دمای احیاکننده بهشدت به هم وابستهاند: یکی را تغییر دهید، بقیه هم جابهجا میشوند.
- بالا بردن دمای خروجی رایزر شیر کشویی کاتالیست احیاشده را بازتر میکند؛ کاتالیست بیشتری گردش میکند، کک بیشتری تشکیل میشود و دمای احیاکننده بالا میرود؛ این یکی از دلایلی است که FCC برای کنترل چندمتغیره مناسب است.
- تغییر گرید
- تغییر خط پلیمر از یک گرید محصول (شاخص جریان مذاب، چگالی) به گرید دیگر. تا زمانی که محتوای راکتور جایگزین نشده، محصول خارج از گرید است؛ بنابراین سرعت و دقت تغییر گرید تعیین میکند چه مقدار محصول کمارزش تولید شود.
- یک MPC غیرخطی نسبت هیدروژن و کومونومر را در مسیری بهینه تغییر میدهد تا شاخص جریان مذاب جدید زودتر به دست آید.
- تفکیک (تقطیر جزءبهجزء)
- جداسازی مخلوط مایع بر اساس نقطهی جوش در برجی که در آن بخار بالا میرود و مایع از روی سینیها یا پکینگ پایین میآید؛ اجزای سبکتر در بالا و اجزای سنگینتر در پایین جمع میشوند.
- برج تقطیر اتمسفری نفت خام را به نفتا، نفت سفید، گازوئیل و تهمانده تفکیک میکند.
- تگ (نقطه / Point)
- تگ شناسهی یک ابزار، یک حلقه یا یک نقطهی داده است. روی نقشهی P&ID از ISA-5.1 پیروی میکند: حروف میگویند چه چیزی اندازهگیری میشود و تجهیز چه کاری میکند (TIC یعنی کنترلکنندهی نشاندهندهی دما) و عدد، شمارهی حلقه را میدهد. در سیستم کنترل، هیستورین یا SCADA، تگ یک آیتم دادهی نامدار است — یک مقدار اندازهگیریشده، ستپوینت، خروجی یا وضعیت که هر کدام با مقدار، برچسب زمانی و کیفیت ذخیره میشود — و معمولاً بر اساس تگ ابزار یا حلقه نامگذاری میشود، مانند FIC-101.PV برای مقدار اندازهگیریشده و FIC-101.SP برای نقطهی تنظیم آن. هیستورینها آن را نقطه (Point) مینامند. نام تگ رایجترین کلید پیوند داده بین سامانههاست، اما بهتنهایی معنای کمی دارد.
- یک اندازهگیری جریان خوراک در DCS با نام FIC-101.PV، در هیستورین با نام 21FIC101.PV و در گزارش با نام «جریان خوراک واحد تقطیر» ظاهر میشود — کانکتور باید هر سه را به هم نگاشت کند.
- تنظیم الکترود
- کنترل سریع سطح ۱ در کورهی قوس یا کورهی پاتیلی که هر الکترود گرافیتی را با سیلندر هیدرولیک چندین بار در ثانیه بالا و پایین میبرد تا امپدانس یا جریان قوس آن فاز روی نقطهی تنظیمی بماند که برنامهی توان تعیین کرده است.
- توقف اضطراریESD
- یک تابع ایمنی، یا سامانهی ایمنیای که آن را اجرا میکند، که یک واحد یا کل کارخانه را معمولاً با قطع خوراکها، توقف ورود گرما و کاهش فشار به وضعیت ایمن میبرد؛ در واحدهای فرایندی در SIS پیادهسازی میشود.
- جریمهی حرکت (Move suppression)
- وزن تنظیمی که تغییرات بزرگ یا پرتکرار MV را جریمه میکند. جریمهی حرکت بیشتر یعنی کنترل نرمتر، کندتر و مقاومتر؛ همچنین عدد حالت مؤثر مسئلهی بدحالت را پایین میآورد.
- چرخهی عمر توسعهی امنSDL
- مجموعهی رویههایی که تأمینکنندهی محصول به کار میگیرد تا امنیت در هر نسخه طراحی، ساخته، آزموده و نگهداری شود — در IEC 62443-4-1 هشت رویه از مدیریت امنیت و تعریف الزامات تا طراحی امن، پیادهسازی، صحهگذاری، رسیدگی به مسائل امنیتی، بهروزرسانی امنیتی و راهنمای امنیتی برای کاربران.
- حالت حلقهبسته
- کنترلکننده در هر سیکل حرکتهای MV را در نقطهی تنظیم حلقههای DCS مینویسد. این حالت برای هر MV جداگانه و فقط وقتی فعال میشود که حلقهی DCS در مُد توافقشده (مثلاً کسکید یا نقطهی تنظیم از راه دور) باشد و در صورت هر خرابی، کنترل به DCS برگردانده میشود (shed).
- حالت مشورتی (حلقهباز)
- کنترلکننده در هر سیکل اجرا میشود و حرکتها و هدفهای پیشبینیشده را به اپراتور نشان میدهد، ولی چیزی در DCS نمینویسد. در راهاندازی، آموزش اپراتور و جایی که سایت هنوز به حلقهی بسته اعتماد ندارد، به کار میرود.
- حالت میعانی
- کار راکتور پلیمریزاسیون فاز گازی در حالتی که بخشی از گاز در گردش زیر نقطهی شبنم سرد میشود، تا کومونومر مایع یا یک هیدروکربن بیاثر افزودهشده در بستر تبخیر شود و حرارت بسیار بیشتری از گاز تنها دفع کند و ظرفیت راکتور بالا برود.
- کنترلکننده فاصله تا نقطهی شبنم را پایش میکند، زیرا اگر مایع به بخش نامناسبی از راکتور برسد ممکن است صفحهی توزیع گاز را مسدود کند.
- حالت Safe park در FCC
- یک وضعیت حفاظتی FCC که در آن هر دو شیر کشویی کاتالیست بسته میشوند و خوراک رایزر قطع میشود تا واحد کاتالیست را بدون انجام کراکینگ نگه دارد. چون هوا و هیدروکربن در دو سوی شیرهای کشویی قرار دارند، اختلاف فشار کم میان راکتور و برج تفکیک اصلی باید کل واحد را متوقف کند، نه اینکه فقط آن را به این حالت ببرد.
- انفجار ۲۰۱۵ پالایشگاه Torrance زمانی رخ داد که FCC در حالت safe park بود: هیدروکربن از سمت احیاکننده به رسوبدهندهی الکترواستاتیک (ESP) برگشت و آن را منفجر کرد.
- حسابداری بازده
- محاسبهی روزانهی ورودیها و خروجیهای هر واحد و کل سایت از روی کنتورها، اندازهگیری مخازن و جابهجاییها، همراه با تطبیق داده تا موازنهی جرم بسته شود. پایهی گزارش عملکرد، پیگیری اتلاف و مدل برنامهریزی است.
- حسابداری بازده اتلاف توضیحدادهنشدهی ۰٫۵ درصدی را در واحد تقطیر نشان میدهد که منشأ آن یک کنتور دبی دچار رانش است.
- حسابداری فلز
- سامانهای که مقدار فلز ورودی، خروجی و باقیمانده در کارخانه را در هر دوره از جرمها و آنالیزهای اندازهگیریشده، با عدمقطعیت معلوم و تطبیق دادهها، محاسبه میکند؛ آییننامهی AMIRA P754 مرجع صنعتی برای انجام سازگار و قابل ممیزی آن است.
- بازیابی کارخانهی تغلیظ که به هیئتمدیره گزارش میشود باید از بالانس تطبیقدادهشدهی فلز بیاید، نه از روند آنالایزر.
- خروجی کنترلرOP
- سیگنالی که کنترلر به المان نهایی خود میفرستد و معمولاً بهصورت ۰ تا ۱۰۰ درصد بیان میشود (برای نمونه میزان بازشدن شیر)؛ در مُد دستی اپراتور آن را مستقیماً تعیین میکند.
- حلقهی دبیای که خروجی آن ۹۷ درصد است به اشباع نزدیک است، پس APC نباید دبی بیشتری از آن بخواهد.
- خنککاری ثانویهی دینامیک
- تعیین آب اسپری هر ناحیهی خنککاری زیر قالب ریختهگری بر اساس یک مدل حرارتی بلادرنگ شمشال، بهجای جدولهای آب بر حسب سرعت ریختهگری، تا دمای سطح شمشال در تغییر سرعت روی هدف بماند.
- درجهی فلزیشدن (متالیزاسیون)
- سهم آهن فلزی از کل آهن موجود در آهن اسفنجی به درصد؛ شاخص اصلی کیفیت و بازده واحد احیای مستقیم.
- واحدها بسته به نیاز فولادسازی معمولاً با متالیزاسیون حدود ۹۲ تا ۹۷ درصد کار میکنند.
- دمای خروجی کویلCOT
- دمای سیال فرایندی در خروجی کویل بخش تابشی کوره. در کورهی کراکینگ اهرم اصلی تنظیم شدت کراکینگ است و در کورهی واحد تقطیر اتمسفری یا خلأ تعیین میکند چه مقدار از خوراک تبخیر شود.
- کنترلکنندهی کوره COT را چند درجه بالا میبرد تا تبدیل اتان افزایش یابد، به بهای ککگرفتگی سریعتر.
- دمای فلز لولهTMT
- دمای دیوارهی لولهی کویل تابشی در کورهی کراکینگ که با ترموکوپل جوشی یا پیمایش با پیرومتر اندازهگیری میشود. کک درون لوله مثل عایق عمل میکند، پس در طول دورهی کار نرخ احتراق باید بالا برود و دیواره داغتر میشود؛ وقتی داغترین لوله به حد متالورژیکی خود برسد، کوره باید ککزدایی شود.
- MPC کوره بیشینهی TMT را بهعنوان قید در نظر میگیرد و خوراک را میان پاسها جابهجا میکند تا هیچ لولهای زودتر از بقیه به حد خود نرسد.
- دمای کلافپیچی
- دمای نوار نوردشدهی گرم هنگام رسیدن به کلافپیچ که با خنککاری لایهای آب روی میز خروجی تعیین میشود؛ همراه با مسیر خنککاری، ریزساختار و استحکام فولاد را تعیین میکند و به همین دلیل با یک مدل بههمراه بازخورد پیرومتر پیش از کلافپیچ کنترل میشود.
- دورهی پشتیبانی امنیتی
- دورهای که سازنده هنگام فروش اعلام میکند و در آن به آسیبپذیریهای یک نسخهی محصول رسیدگی و بهروزرسانی امنیتی منتشر میکند. قانون تابآوری سایبری اتحادیهی اروپا دستکم پنج سال را الزامی میداند، مگر اینکه عمر استفادهی محصول کوتاهتر باشد؛ نرمافزار کارخانه معمولاً بسیار بیشتر در سرویس میماند، پس این دوره به تعهدی تجاری تبدیل میشود.
- دوقلوی دیجیتال (Digital Twin)
- نمایشی مجازی از تجهیز یا فرایند واقعی که با بسامد و دقت تعریفشده با آن همگام نگه داشته میشود و برای فهم گذشته و حال و شبیهسازی آیندههای محتمل به کار میرود. پلتفرم داده، دوقلو را با دادهی اعتبارسنجیشده و زمینهمند تغذیه میکند و خودش دوقلو نیست.
- دیود داده (دروازهی یکطرفه)
- دیود داده سختافزار شبکهای است که از نظر فیزیکی فقط اجازهی جریان یکطرفهی داده را میدهد، معمولاً از شبکهی کنترل به بیرون به سمت شبکهی کسبوکار. چون پروتکلهایی مانند OPC یا تکثیر هیستورین به دستدهی دوطرفه نیاز دارند، دروازههای یکطرفه در هر دو سمت نرمافزاری اجرا میکنند که سرورها یا فایلها را از روی پیوند یکطرفه تکثیر میکند. مسیر حملهی از راه دور به کارخانه را حذف میکند، به این بها که نوشتن برگشتی از راه آن ناممکن میشود، و هر جا ریسک توجیه کند بهجای دیوارهی آتش یا در کنار آن به کار میرود؛ برای نمونه میان سطح ۲ و سطح ۳ تا کنترلرها حتی اگر شبکهی عملیات آلوده شود محافظت شوند.
- یک دروازهی یکطرفه هیستورین کارخانه را هر ثانیه به یک نسخه در شبکهی سازمان تکثیر میکند؛ تحلیلگران از نسخه پرسوجو میکنند و هیچ چیزی نمیتواند به شبکهی کنترل برگردد.
- ذخیره و ارسال (Store-and-Forward)
- ذخیره و ارسال یعنی جمعآورنده، تجهیز لبه یا گیتوی وقتی ارتباط با لایهی بعدی قطع است داده را در بافر محلی، معمولاً روی دیسک، مینویسد و بعداً آن را به ترتیب زمانی، با برچسب زمانی اصلی و با علامت «تاریخی» میفرستد (Sparkplug برای این کار پرچم is_historical دارد)؛ بنابراین قطعی شبکه بهجای ایجاد حفرهی دائمی در تاریخچه، فقط تأخیر میسازد. اندازهی بافر، ماندگاری روی دیسک و ترتیب پخش دادهی انباشته در برابر دادهی زنده پرسشهای طراحی آن هستند.
- یک جمعآورندهی Edge کنار سنگشکن یک معدن دوردست، وقتی پیوند ماهوارهای قطع است ۳ روز داده را روی SSD خود بافر میکند و پس از برقراری دوبارهی پیوند، دادهی انباشته را با نرخ محدودشده تخلیه میکند؛ در تاریخچه هیچ شکافی دیده نمیشود.
- ذوب (دستهی فولادسازی)
- یک دسته فولاد که در EAF یا BOF تولید و در یک پاتیل حمل میشود؛ شمارهی ذوب کلید اصلی همهی دادههای فولادسازی و شجرهی محصول است.
- ذوب فلش
- ذوبی که در آن کنسانترهی خشک همراه هوای غنی از اکسیژن از طریق مشعل به شفت واکنش دمیده میشود و در چند ثانیه بهصورت معلق میسوزد؛ گرمای سوختن سولفیدها بیشتر کار ذوب را انجام میدهد و مذاب در تهنشینکننده به مات و سرباره جدا میشود.
- هر دو کارخانهی ذوب مس ایران، سرچشمه و خاتونآباد، از فناوری ذوب فلش Outotec استفاده میکنند.
- رفلاکس
- مایع میعانشدهی بالاسری که به بالای برج برگردانده میشود. رفلاکس بیشتر جداسازی دقیقتر و محصولات خالصتر میدهد اما انرژی بیشتری در ریبویلر یا کوره مصرف میکند.
- برج تفکیک C2 با رفلاکس بسیار بالا کار میکند، چون نقطهی جوش اتیلن و اتان بسیار نزدیک است.
- روغن سبز (green oil)
- الیگومرهایی که بهصورت واکنش جانبی در مبدلهای هیدروژناسیون استیلن تشکیل میشوند. این مواد روی کاتالیست پالادیمی جمع میشوند، فعالیت و گزینشپذیری آن را کم میکنند و یکی از دلایل نیاز به احیای مبدل هستند.
- افزایش تدریجی دمای ورودی لازم برای نگهداشتن استیلن خروجی، نشانهی تجمع روغن سبز و پیرشدن کاتالیست است.
- ریختهگری پیوستهCCM
- انجماد پیوستهی فولاد مذاب در قالب آبگرد و ناحیهی اسپری به شکل شمشالی که به اسلب، بلوم یا بیلت بریده میشود؛ ذوبها پشت سر هم در یک سکانس ریخته میشوند.
- ریفورمر (میدرکس)
- کورهای با لولههای پر از کاتالیست که مخلوط تاپگس بازچرخانیشده و گاز طبیعی را به گاز احیایی داغ و غنی از H2 و CO برای کورهی احیا تبدیل میکند.
- ریفورمینگ کاتالیستی
- فرایندی که مولکولهای نفتای کماکتان را روی کاتالیست پلاتین به آروماتیکها و پارافینهای شاخهدار پراکتان بازآرایی میکند و هیدروژن آزاد میکند. واکنشها گرماگیر هستند، بنابراین میان راکتورها کوره قرار دارد.
- افزایش دمای ورودی راکتورها اکتان ریفورمیت را بالا میبرد، اما کک روی کاتالیست را هم افزایش میدهد.
- زمان تخلیه تا تخلیه
- فاصلهی زمانی بین دو تخلیهی پیاپی یک کورهی فولادسازی، شامل شارژ، ذوب یا دمش، پالایش و تخلیه؛ این زمان تعیین میکند فولادسازی در روز چند ذوب تولید کند.
- زمانبندی بهره (Gain scheduling)
- جابهجایی یا درونیابی بین چند مدل خطی، یا مقیاسکردن بهرههای مدل، بر اساس نقطهی کار (ظرفیت، گرید، نوع کانه) تا کنترلکنندهی خطی در گسترهی وسیعتری دقیق بماند.
- زمینهمندسازی (Contextualisation)
- پیوند دادن دادهی خام به معنای آن: هر تگ به کدام تجهیز تعلق دارد، در آن زمان کدام محصول یا بچ در جریان بوده، کدام دستور کار یا نمونهی آزمایشگاهی به آن مربوط است و کدام سند آن را توصیف میکند. زمینه، فهرستی از نام تگها را به پاسخ پرسشهای مهندسی تبدیل میکند.
- سابلنس
- لانس دوم و خودکار در کنورتور اکسیژنی که یک پروب یکبارمصرف را حین دمش یا در پایان آن در مذاب فرو میبرد تا دما و کربن را اندازه بگیرد و نمونه بردارد؛ مدل دینامیک با این اندازهگیری واقعی ادامهی دمش را اصلاح میکند.
- سامانهی کنترل پایهی فرایند (BPCS)BPCS
- سامانهای (معمولاً DCS یا PLCها) که فرایند را در بهرهبرداری عادی با حلقهها، توالیها و اینترلاکهای فرایندی کنترل میکند. استانداردهای ایمنی آن را از SIS جدا میدانند و میزان کاهش ریسکی را که میتوان به آن نسبت داد محدود میکنند.
- سامانهی مدیریت امنیت اطلاعاتISMS
- سیاستها، ارزیابی ریسک، کنترلها، ممیزیها و بازنگریهای مدیریتی یک سازمان برای حفظ محرمانگی، یکپارچگی و دسترسپذیری اطلاعات، مطابق ISO/IEC 27001. این گواهی به سازمان و دامنهای که اعلام میکند داده میشود، نه به یک محصول نرمافزاری.
- ISMS با دامنهی «توسعه، میزبانی و پشتیبانی راهدور سرویس ابری سکوی داده» افراد، دفاتر و حسابهای ابری پشت آن سرویس را پوشش میدهد.
- سامانهی مدیریت هوش مصنوعیAIMS
- سیاستها، نقشها، ارزیابیهای ریسک و اثر، کنترلها و پایشی در سطح سازمان که شرکت با آن نحوهی توسعه، ارائه یا استفاده از سامانههای هوش مصنوعی را راهبری میکند، مطابق ISO/IEC 42001. مانند ISMS، برای یک سازمان و دامنه گواهی میشود، نه برای یک مدل.
- سربارهی کفی
- سربارهای در کورهی قوس که با تزریق کربن و اکسیژن کفی میشود و حبابهای گاز آن را دور قوسها حجیم میکنند؛ دیوارهها و سقف را از تابش قوس محافظت میکند و سهم بیشتری از انرژی قوس را به فولاد میرساند.
- سرعت کف (نسبت وزنی کنسانتره)
- سرعتی که کف از لبهی سلول فلوتاسیون سرریز میکند و با دوربینی بالای سلول اندازهگیری میشود؛ نشان میدهد سلول چه مقدار کنسانتره میکشد و مدتها پیش از رسیدن آنالیز، بهعنوان یک متغیر کنترلی سریع به کار میرود.
- سرکشی دورهای (Polling) در برابر گزارش بر اساس استثنا (RBE)RBE
- در سرکشی دورهای، مصرفکننده با نرخ ثابت مقادیر را از منبع میپرسد، چه تغییر کرده باشند چه نه (Modbus، SCADA کلاسیک). در گزارش بر اساس استثنا، منبع فقط وقتی مقداری را میفرستد که بیش از باند مرده تغییر کرده باشد (اشتراک OPC UA، Sparkplug، رویدادهای DNP3). سرکشی ساده و قابلپیشبینی است؛ گزارش بر اساس استثنا پهنای باند را صرفهجویی میکند، اما به راهی برای تشخیص «بدون تغییر» از «قطع ارتباط» نیاز دارد.
- Sparkplug مسئلهی «بدون تغییر یا قطع ارتباط؟» را با گواهی مرگ حل میکند و یک سرکش Modbus با Bad اعلامکردن همهی مقادیر هنگام پایان مهلت سرکشی.
- سری زمانی (Time Series)
- دنبالهای از مقدارهای یک اندازهگیری که هر مقدار همراه با برچسب زمانی و نشانهی کیفیت ذخیره میشود؛ مثلاً دمایی که هر ثانیه ثبت میشود. در پلتفرم دادهی کارخانه هر تگ یک سری زمانی است و بیشتر پرسشها روی یک بازهی زمانی پرسیده میشوند.
- TI-101 برابر ۳۵۲٫۴ درجهی سانتیگراد با کیفیت Good در لحظهی 2026-10-08 08:00:01.
- سطح ۲ (در صنایع فلزی)L2
- در کارخانههای فولاد و آلومینیوم، کامپیوتر فرایندی بالای اتوماسیون پایه (سطح ۱) که مدلهای فیزیکی فرایند را اجرا میکند، برای هر ذوب، اسلب یا کلاف نقطهی تنظیم محاسبه میکند و مواد را ردیابی میکند. این با سطح ۲ مدل Purdue (HMI/SCADA نظارتی) یکی نیست؛ در صنایع فلزی سطح ۳ همان MES و سطح ۴ همان ERP است.
- سطح ۲ نورد گرم پیش از رسیدن هر اسلب، فاصلهی غلتکها و سرعت هر قفسه را محاسبه میکند.
- سطح امنیتی (SL-T، SL-C، SL-A)SL
- معیاری در IEC 62443 از ۱ تا ۴ برای اینکه یک ناحیه یا جزء در برابر چه مهاجمی باید مقاومت کند — SL 1 نقض اتفاقی یا سهوی، SL 2 نقض عمدی با ابزار ساده، SL 3 با ابزار پیچیده و مهارت ویژهی سامانههای کنترل صنعتی، SL 4 با ابزار پیچیده و منابع گسترده. مالک دارایی برای هر ناحیه سطح هدف (SL-T) تعیین میکند، محصول برای سطح قابلیتی (SL-C) که با پیکربندی درست به آن میرسد گواهی میشود و سطحی که در عمل در سایت محقق میشود سطح محققشده (SL-A) است.
- سایت، Collector لبهی ما را در ناحیهای با SL-T 2 قرار میدهد؛ پس Collector باید دستکم SL-C 2 طبق IEC 62443-4-2 داشته باشد و پیکربندی خود سایت تعیین میکند که SL-A 2 محقق شود یا نه.
- سطح بلوغ (IEC 62443-4-1)ML
- میزان سختگیری تأمینکننده در اجرای فرایند توسعهی امن، در چهار درجه — ML1 آغازین (موردی و بیسند)، ML2 مدیریتشده (مستند و تکرارپذیر)، ML3 جاافتاده (در کل سازمان اجرا میشود و شاهد دارد) و ML4 در حال بهبود (اندازهگیری و پیوسته بهبود داده میشود). این سطح، فرایند را میسنجد نه محصول را.
- نخستین ارزیابی IEC 62443-4-1 در یک شرکت جوان معمولاً ML2 را هدف میگیرد، چون ML3 شاهدی میخواهد که همهی رویهها در انتشارهای واقعی اجرا شدهاند.
- سطح یکپارچگی ایمنیSIL
- سطحی هدف، از SIL ۱ تا SIL ۴، برای اینکه یک تابع ابزار دقیق ایمنی با چه قابلیت اطمینانی باید عمل کند؛ برای توابع با تقاضای کم، هر پله تقریباً ده برابر کاهش ریسک بیشتر است (SIL ۱ حدود ۱۰ تا ۱۰۰، SIL ۲ حدود ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ و SIL ۳ حدود ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰). در واحدهای فرایندی SIL ۴ بهندرت به کار میرود.
- سطوح ISA-95
- سلسلهمراتب کارکردی ISA-95 (IEC 62264)؛ سطح ۰ فرایند فیزیکی، سطح ۱ حسکردن و دستکاری فرایند، سطح ۲ پایش و کنترل خودکار با پاسخ زیر یک ثانیه، سطح ۳ مدیریت عملیات تولید در مقیاس روز تا ثانیه، و سطح ۴ برنامهریزی کسبوکار و لجستیک در مقیاس ماه تا روز.
- MES و LIMS سامانههای سطح ۳ هستند، ERP سامانهی سطح ۴ است و DCS و APC وظایف سطح ۲ را انجام میدهند.
- سکانس ریختهگری
- مجموعهای از ذوبها که پشت سر هم و بدون توقف ماشین از یک تاندیش ریخته میشوند؛ برنامهریزی ذوبهای گریدهای سازگار را در سکانسها دستهبندی میکند و سکانس طولانیتر یعنی راهاندازی مجدد کمتر و اتلاف راندمان کمتر.
- سلسلهمراتب تجهیزات (مبتنی بر نقش در ISA-95)
- درخت سازمان، سایت، ناحیه، مرکز کار (سلول فرایندی، واحد تولید، خط، ناحیهی انبار) و واحد کاری که ISA-95 تعریف کرده و ISA-88 آن را تا واحد، ماژول تجهیز و ماژول کنترل ادامه میدهد. این درخت ستون فقرات نامگذاری، پیمایش و سطح دسترسی است.
- شرکت / پالایشگاه بندرعباس / ناحیهی نفت خام / واحد CDU-1 / برج اتمسفری C-101.
- سیستم توقف واکنش (kill) در پلیمریزاسیون
- تابع ایمنی مستقلی که با تزریق یک سم کاتالیست، مانند مونوکسید یا دیاکسید کربن در راکتور پلیالفین فاز گازی، واکنش پلیمریزاسیون را درون راکتور متوقف میکند، وقتی فرار دمایی، از دست رفتن خنککاری یا شرایط اضطراری دیگری پیش میآید.
- پس از توقف واکنش، گاز تخلیه و کمککاتالیست تازه افزوده میشود تا همان بستر دوباره راهاندازی شود و نیازی به تخلیهی آن نباشد.
- سیل آلارم
- انبوهی از آلارمها با سرعتی بیش از توان رسیدگی اپراتور؛ ISA-18.2 بیش از ۱۰ آلارم در ۱۰ دقیقه برای یک اپراتور را سیل آلارم میداند که معمولاً در زمان اختلالها و تریپها رخ میدهد.
- پس از تریپ یک کمپرسور، ۲۵۰ آلارم در پنج دقیقه همان آلارمی را که به اپراتور میگوید اول چه کند زیر خود پنهان میکند.
- شاخص جریان مذابMI
- مقدار پلیمر مذاب بر حسب گرم که در ده دقیقه در دما و بار معین از یک لولهی مویین استاندارد عبور میکند (ASTM D1238 و ISO 1133). شاخص جریان مذاب بالا یعنی وزن مولکولی کمتر و پلیمری روانتر؛ این شاخص همراه با چگالی گرید پلیاتیلن را تعریف میکند.
- چون آزمایشگاه شاخص جریان مذاب را فقط هر چند ساعت گزارش میدهد، کنترلکنندهی راکتور از یک حسگر نرم استفاده میکند که آن را از دمای بستر و نسبت هیدروژن به اتیلن پیشبینی میکند.
- شجرهی مواد (Material Genealogy)
- رابطههای والد و فرزندِ ثبتشدهی واحدهای ماده در حین تقسیم، ادغام و تبدیل، همراه با شرایط فرایندی که هر واحد تجربه کرده است؛ مثلاً از بهر گندله به سیلوی آهن اسفنجی، به ذوب کورهی قوس، به تختال و به کلاف. این شجره امکان میدهد دادهی فرایند به محصولی که آن شرایط را تجربه کرده متصل شود و آزادسازی کیفی، تحلیل علت ریشهای و رسیدگی به شکایت مشتری به آن تکیه دارند.
- مشتری از ترک روی کلاف C-88213 شکایت میکند؛ شجره از این کلاف به تختال S-4471، ذوب 26-04512 و سیلوی آهن اسفنجیای که خوراک آن ذوب بوده میرسد، همراه با دادهی فرایندی هر مرحله.
- شدت کراکینگ (severity)
- میزان شدت شکستن خوراک. برای خوراک مایع معمولاً با نسبت پروپیلن به اتیلن (گاهی متان به پروپیلن) و برای خوراک گازی با میزان تبدیل بیان میشود. با دمای خروجی کویل، نسبت بخار و زمان ماند تعیین میشود و سبد محصول و نرخ ککگرفتگی را مشخص میکند.
- شدت کمتر در کراک نفتا یعنی پروپیلن بیشتر به ازای هر تن اتیلن.
- شناسایی سیستم
- ساختن مدل دینامیکی از دادهی آزمون: انتخاب بازههای داده، برازش شکلهای مدل (FIR، ARX، فضای حالت، تابع تبدیل)، بررسی بهرهها و عدمقطعیت، و سرهمکردن ماتریس مدل CV × MV.
- ضریب اکسیژن
- حجم اکسیژنی که در کورهی فلش برای هر تن کنسانتره داده میشود؛ تعیین میکند چه مقدار آهن و گوگرد بسوزد و در نتیجه عیار مات چقدر باشد، و اصلیترین متغیر دستکاریشونده در کنترل ذوب است.
- ضریب در سرویس بودن (Service factor)
- سهم زمانی که کنترلکننده یا هر یک از MVهایش واقعاً روشن و در حلقهی بسته است. اولین شاخص سلامت هر کاربرد APC است؛ کنترلکنندهای که خاموش است یا حدودش تنگ شده، هیچ سودی ندارد.
- در یک بررسی گسترده تا ۳۰٪ کنترلکنندههای MPC از کار افتاده بودند و تعدادی مشابه با تنگکردن حدود بیاثر شده بودند.
- عبور گاز (gas blow-by)
- عبور گاز فشار بالا از شیر کاهش فشار به یک ظرف فشار پایین، وقتی سطح مایع در جداکنندهی فشار بالا از دست برود. سمت فشار پایین برای چنین فشاری طراحی نشده است؛ بنابراین یک تریپ مستقل سطح بسیار پایین مسیر کاهش فشار را میبندد.
- در Grangemouth در ۱۹۸۷، پس از قطعشدن تریپ سطح بسیار پایین جداکنندهی فشار بالا، گاز به جداکنندهی فشار پایین راه یافت و این ظرف که شیر اطمینانش فقط برای حالت آتشسوزی طراحی شده بود، منفجر شد.
- عدم مداخله (در توابع ایمنی)
- اصلی که میگوید تابعی بدون ادعای ایمنی — APC، سکوی داده، بهینهساز هوش مصنوعی — هرگز نباید بتواند یک تابع ابزار دقیقی ایمنی را متوقف، کند یا مخدوش کند؛ چه درست کار کند، چه از کار بیفتد و چه هدف حمله قرار گیرد. این اصل با استقلال و جداسازی (نبود هیچ نوشتن در SIS، اتصال فقطخواندنی و ارزیابیشده، نواحی جدا) محقق میشود، نه با آزمودن نرمافزار غیرایمنی برای یک SIL.
- APC میتواند وضعیت بایپس تریپ را از راه DCS بخواند تا حرکت یک MV را متوقف کند، اما هیچ مسیری برای نوشتن در SIS ندارد.
- عدمتطابق مدل و فرایندMPM
- فاصلهی بین مدل داخل کنترلکننده و رفتار امروز واقعی فرایند که از بازسازی واحد، پیرشدن کاتالیست، رسوبگذاری، خوراک جدید یا تغییر تنظیم حلقههای PID ناشی میشود. عدمتطابق پایدار کیفیت کنترل را پایین میآورد و محرک اصلی شناسایی دوباره است.
- عملیات یادگیری ماشین (MLOps)MLOps
- روشها و ابزارهایی که یک مدل یادگیری ماشین را از مرحلهی آزمایش به بهرهبرداری قابلاتکا میرسانند: دادهی آموزش نسخهدار، بازآموزی و آزمون خودکار، مخزن مدل، استقرار کنترلشده (از جمله روی لبه) و پایش رانش مدل. در کارخانه رانش اغلب از پیرشدن کاتالیست، رسوبگذاری یا خوراک جدید ناشی میشود.
- فشار مکش کمپرسور گاز کراکشده
- فشار در مرحلهی اول کمپرسور گاز کراکشده. این فشار، فشار پشت همهی کورههای کراکینگ را تعیین میکند، پس پایین نگهداشتن آن بازده الفین را بهتر میکند؛ از طریق سرعت توربین بخار کنترل میشود و حتی وقتی کورهای تریپ میکند باید بالای فشار جو بماند، وگرنه ممکن است هوا به درون گاز کشیده شود.
- یک کنترلکنندهی تولید سراسری هدف فشار مکش را پایین میآورد تا کمپرسور به حد سرعت یا بخار برسد و فقط پس از آن ظرفیت را کم میکند.
- فشردهسازی در هیستورین (باند مرده و درِ چرخان)
- قاعدههایی که تعیین میکنند کدام مقدار ورودی ارزش ذخیره دارد. آزمون باند مرده (Exception) مقداری را که اختلافش با آخرین مقدار گزارششده کمتر از حد تعیینشده است کنار میگذارد؛ آزمون درِ چرخان (Swinging Door) فقط نقطههایی را نگه میدارد که برای بازسازی روند در محدودهی تلورانس لازماند. فشردهسازی خوب تنظیمشده بدون تغییر روند در فضا صرفهجویی میکند؛ تنظیم بد آن اطلاعات لازم برای مدلسازی را از بین میبرد.
- برای یک جریان با انحراف فشردهسازی ۰٫۵ درصد، در کار پایدار شاید دقیقهای یک مقدار و در زمان اغتشاش همهی مقدارها ذخیره شوند.
- فضای آدرس و مرور (Browsing)
- فضای آدرس مجموعهی گرههایی — اشیا، متغیرها، متدها، نوعها و ارجاعهای بین آنها — است که یک سرور OPC UA ارائه میکند. مرور یعنی کلاینت این گراف را بپیماید تا کشف کند چه دادهای وجود دارد، بهجای اینکه از قبل فهرست تگ داشته باشد.
- یک جمعآورندهی Edge سرور OPC UA یک DCS را از پوشهی Objects تا Area 200 مرور میکند، ۳٬۴۰۰ متغیر از نوع ورودی آنالوگ پیدا میکند و آنها را برای انتخاب به مهندس نشان میدهد.
- فضای نام (Namespace)
- فضای نام طرحی است که نامها را درون یک سامانه یکتا و معنادار میکند — اندیس فضای نام یک گره در OPC UA، درخت موضوعهای یک بروکر MQTT یا سلسلهمراتب دارایی یک هیستورین. در فضای نام یکپارچه (UNS) این واژه به معنای یک سلسلهمراتب نامگذاری مشترک برای کل سازمان گسترش یافته است.
- در OPC UA گرهی ns=3;s=Area200.FIC-101.PV به فضای نام ۳ تعلق دارد که سرور آن را به URI خودش نگاشت میکند؛ همین متن در فضای نام ۲ گرهی دیگری است.
- فضای نام یکپارچه (UNS)UNS
- الگویی معماری که در آن هر سیستم وضعیت جاری خود را در یک مرکز رویداد مشترک با نامگذاری سلسلهمراتبی (معمولاً کارگزار MQTT که بر اساس سلسلهمراتب ISA-95 مرتب شده) منتشر میکند و هر مصرفکننده از همانجا مشترک میشود، بهجای ساخت رابطهای نقطهبهنقطه. UNS وضعیت جاری را حمل میکند و هیستورین نیست.
- موضوع acme/bandar-abbas/crude/cdu-1/c-101/top-temperature که بهصورت یک متریک Sparkplug B منتشر میشود.
- فلوتاسیون
- جداسازی کانیها در دوغاب با آبگریز کردن کانیهای باارزش به کمک مواد شیمیایی، تا حبابهای هوا آنها را به کف ببرند و کف بهعنوان کنسانتره سرریز شود.
- فناوری عملیاتی (OT) در برابر فناوری اطلاعات (IT)OT
- فناوری عملیاتی فرایندهای فیزیکی را پایش و کنترل میکند و فناوری اطلاعات با اطلاعات کسبوکار سروکار دارد. در OT نگرانیهای اول ایمنی، در دسترس بودن و پیامدهای فیزیکی خرابی است؛ بنابراین تغییرات با دقت کامل آزموده میشوند، توقفها هفتهها از قبل برنامهریزی میشوند و عادتی از IT مانند راهاندازی دوبارهی یک سرور ممکن است پذیرفتنی نباشد.
- وصلهی امنیتیای که روی رایانههای اداری همان روز نصب میشود، ممکن است روی سرور DCS تا توقف برنامهریزیشدهی بعدی منتظر بماند.
- فوقگداز (Superheat)
- اینکه فولاد مذاب تاندیش چند درجه بالاتر از دمای لیکوئیدوس خود، یعنی دمای آغاز انجماد، است؛ این مقدار سرعت انجماد شمشال را تغییر میدهد و به همین دلیل ورودی کلیدی مدلهای حرارتی ریختهگری است.
- فهرست اجزای نرمافزارSBOM
- فهرستی ماشینخوان از همهی اجزای درون یک نسخهی نرمافزار — کتابخانههای متنباز، نسخهها، تأمینکنندگان و مجوزهای آنها — تا هر آسیبپذیری تازه در هر جزء ظرف چند ساعت به نسخههای متأثر ردیابی شود. ISO/IEC 5962 (SPDX) یکی از قالبهای استاندارد آن است و قانون تابآوری سایبری اتحادیهی اروپا تهیهی آن را بر عهدهی سازنده میگذارد.
- قاب رویداد (Event Frame)
- بازهای زمانی با نام، زمان شروع و پایان، تجهیزات درگیر و ویژگیها؛ مثل یک بچ، یک ذوب (Heat)، یک تغییر گرید، یک تریپ یا یک توقف. قاب رویداد به افراد اجازه میدهد بهجای ورقزدن زمان، خودِ رخدادها را جستوجو کنند.
- ذوب 26-04512 در کورهی EAF-2 از ساعت ۸:۱۲ تا ۹:۰۵، وزن تخلیه ۱۴۸ تن، انرژی ۳۹۲ کیلوواتساعت بر تن.
- قید
- حدی که واحد باید رعایت کند. قیدهای سخت (حد بالا و پایین MV و حد نرخ تغییر MV) هرگز توسط کنترلکننده نقض نمیشوند؛ قیدهای نرم (بیشتر حدود CV) ممکن است برای مدتی کوتاه نقض شوند و مقدار نقض جریمه میشود تا مسئله همیشه قابلحل بماند.
- کاتالوگ داده (Data Catalog)
- فهرستی جستوجوپذیر از همهی مجموعهدادهها، تگها، مدلها و محصولات داده همراه با مالک، معنا، واحد، کیفیت و قواعد دسترسی. به این پرسش پاسخ میدهد که «آیا این داده وجود دارد، میتوان به آن اعتماد کرد و باید از چه کسی پرسید؟».
- کاهش ضخامت نرم (Soft reduction)
- فشردن ملایم شمشال ریختهگری پیوسته با غلتکهای سگمنت درست در جایی که مغز آن در حال کامل شدن انجماد است، برای کاهش جدایش مرکزی و تخلخل؛ یک مدل سطح ۲ محل این نقطه را محاسبه و فاصلهی غلتکها را تنظیم میکند.
- کد کیفیت / کد وضعیت
- کد کیفیت یا وضعیت همراه هر مقدار منتقل میشود و میگوید آیا میتوان به آن اعتماد کرد: Good، Uncertain یا Bad، اغلب با دلیلی مانند خرابی حسگر، خرابی ارتباط یا خارج از محدوده. OPC DA از پرچمهای کیفیت، OPC UA از StatusCodeهای ۳۲ بیتی استفاده میکند و فیلدباسها با هر مقدار یک وضعیت حمل میکنند. سکوی داده باید کیفیت را ذخیره و منتقل کند؛ حذف آن یک ترانسمیتر خراب را به یک خط صاف باورکردنی تبدیل میکند.
- وقتی حلقهی یک ترانسمیتر جریان قطع میشود، DCS مقدار FI-205 را Bad (خرابی حسگر) علامت میزند و کنترلر APC بهجای اقدام بر پایهی یک مقدار یخزده، استفاده از آن بهعنوان متغیر کنترلشده را متوقف میکند.
- کراکینگ با بخار (استیمکراکینگ)
- مسیر اصلی تولید اتیلن و پروپیلن: خوراک هیدروکربنی اشباع، مخلوط با بخار، در کسری از ثانیه در کویلهای کوره گرم میشود تا مولکولهایش به مولکولهای کوچکتر و غیراشباع بشکنند و سپس بهسرعت سرد میشود تا واکنشها ادامه پیدا نکنند.
- کراک اتان عمدتاً اتیلن میدهد؛ کراک نفتا علاوه بر آن پروپیلن، بوتادیان و آروماتیکها هم میدهد.
- کراکینگ کاتالیستی بستر سیالFCC
- فرایند تبدیلی که گازوئیل سنگین را روی کاتالیست پودری به بنزین، LPG و روغن چرخهای سبک میشکند؛ کاتالیست مانند سیال میان راکتور رایزر و احیاکننده جریان دارد و کک نشسته روی آن در احیاکننده سوزانده میشود. در این فرایند هیدروژن افزوده نمیشود.
- حرارتی که از سوختن کک در احیاکننده آزاد میشود، گرمای مورد نیاز واکنشهای کراکینگ را تأمین میکند؛ این همان تعادل حرارتی FCC است.
- ککزدایی
- خارجکردن کورهی کراکینگ از خوراک و سوزاندن کک کویلهای آن با مخلوط بخار و هوا. هر ککزدایی تقریباً از نیم روز تا دو روز طول میکشد و فاصلهی میان دو ککزدایی (طول دورهی کار) یکی از شاخصهای کلیدی عملکرد کوره است.
- کراکرهای اروپایی بهطور میانگین حدود ۳ درصد زمان کار کوره را صرف ککزدایی میکنند.
- کنترل آبشاری
- دو حلقهی سری که در آن کنترلر بیرونی (اصلی) نقطهی تنظیم کنترلر درونی (ثانویه) را تعیین میکند؛ حلقهی درونی سریع، اغتشاشهای محلی را پیش از رسیدن به متغیر بیرونی کند حذف میکند.
- کنترلر دمای سینی برج، نقطهی تنظیم کنترلر دبی بخار ریبویلر را تعیین میکند.
- کنترل پایه (لایهی تنظیمی)
- لایهی پایهی کنترل که متغیرها را بهصورت جداگانه با حلقههای PID و ساختارهای سادهای مانند آبشاری، نسبتی، پیشخور و انتخابی در نقطهی تنظیمشان نگه میدارد و هر ثانیه یا سریعتر در DCS یا PLC اجرا میشود. APC روی همین لایه سوار است و فقط نقطههای تنظیم آن را جابهجا میکند؛ بنابراین اگر این حلقهها نوسان کنند، در حالت دستی باشند یا شیرهایشان چسبندگی داشته باشد، APC نمیتواند خوب کار کند و ممیزی و تنظیم آنها اولین گام هر پروژهی APC است.
- در بررسی حدود ۲۶ هزار حلقهی PID، ۳۶٪ در حالت حلقهباز (دستی) بودند و فقط حدود یکسوم عملکرد خوب داشتند.
- کنترل پیشبین غیرخطیNMPC
- MPC که از مدل غیرخطی (اصول اولیه، شبکهی عصبی یا ترکیبی) استفاده میکند، چون بهرهها و دینامیک در گسترهی کاری بهشدت تغییر میکنند. بیشتر جایی به کار میرود که MPC خطی جواب نمیدهد، مثل تغییر گرید در واحدهای پلیمر، و ابعاد کاربردهایش معمولاً از کاربردهای خطی کوچکتر است.
- کنترل پیشبین مبتنی بر مدلMPC
- الگوریتم اصلی APC. در هر سیکل با مدل دینامیکی فرایند رفتار آیندهی متغیرهای کنترلشونده را پیشبینی میکند، دنبالهای از حرکتهای آیندهی متغیرهای دستکاریشونده را با رعایت همهی حدود محاسبه میکند، فقط اولین حرکت را اعمال میکند و در سیکل بعد همین کار را تکرار میکند.
- کنترل پیشرفتهی فرایندAPC
- لایهای نرمافزاری بالای DCS که نقطهی تنظیم حلقههای تنظیمی موجود را جابهجا میکند تا واحد نزدیکتر به قیدها و نقطهی بهینهی اقتصادی کار کند. جایگزین DCS نیست و هرگز بخشی از عملکرد ایمنی نیست.
- در واحد تقطیر نفت خام، APC خوراک را آنقدر بالا میبرد که حد آتشکاری کوره یا حد طغیان برج فعال شود و همزمان نقطهی برش محصولات را روی هدف نگه میدارد.
- کنترل خودکار ضخامتAGC
- حلقهی سریع سطح ۱ در نورد که فاصلهی هیدرولیکی غلتکهای هر قفسه را در چند میلیثانیه تنظیم میکند تا ضخامت نوار روی هدف بماند؛ با استفاده از نیروی نورد همان قفسه و ضخامتسنج اشعهی ایکس پس از قفسهها.
- کنترل سطح مذاب قالب
- حلقهی سریع ماشین ریختهگری پیوسته که ارتفاع فولاد مذاب در قالب را با جابهجایی میلهی استاپر یا دریچهی کشویی خروجی تاندیش ثابت نگه میدارد؛ نوسان چند میلیمتری سطح هم باعث عیوب سطحی میشود.
- کنترل هیدرولیکی فاصلهی غلتکHGC
- درونیترین حلقهی موقعیت یک قفسهی نورد که فاصلهی غلتکهای کاری را با سیلندرهای هیدرولیک تنظیم میکند؛ کنترل خودکار ضخامت و تنظیم سطح ۲ از طریق آن عمل میکنند.
- کنترلر PIDPID
- الگوریتم بازخوردی اصلی در کنترل فرایند؛ خروجی خود را متناسب با خطای میان نقطهی تنظیم و اندازهگیری (P)، خطای انباشته (I) و نرخ تغییر اندازهگیری (D) تغییر میدهد.
- FIC-102 یک حلقهی PID است که با جابهجاکردن شیر سوخت، دبی گاز سوخت را در نقطهی تنظیم نگه میدارد.
- کنترلکنندهی تولید (MPC سراسری)
- یک کنترلکنندهی چندمتغیرهی بزرگ بالای MPCهای واحدی در واحد الفین. خوراک کل را تعیین و میان کورهها تقسیم میکند، فشار مکش کمپرسورهای گاز کراکشده و تبرید را تعیین میکند و بار را از هر واحدی که به قید برسد دور میکند تا ظرفیت واحد حفظ شود؛ میتواند مستقل کار کند یا اهدافش را از RTO بگیرد.
- وقتی یک کوره به حد شیر سوخت میرسد، کنترلکنندهی تولید هدف خوراک آن کوره را کم و هدف کورههای دیگر را زیاد میکند تا خوراک کل ثابت بماند.
- کنورتور اکسیژنیBOF
- کنورتوری که در آن اکسیژن خالص روی چدن مذاب کورهی بلند دمیده میشود تا کربن و سایر عناصر بسوزند و چدن بدون انرژی خارجی به فولاد تبدیل شود.
- کنورتور پیرس–اسمیتPSC
- ظرف افقی، چرخان و آجرچینیشدهای که بهصورت ناپیوسته از طریق یک ردیف تویر هوا را به مات مذاب میدمد — ابتدا دمش سرباره که آهن را جدا میکند و سپس دمش مس که گوگرد را جدا میکند — تا مس بلیستر به دست آید.
- حدود ۷۰ درصد کارخانههای ذوب مس هنوز با کنورتور پیرس–اسمیت کار میکنند و گاز خروجی چرخهای آنها یکی از مسائل اصلی هماهنگی با کارخانهی اسید است.
- کورهی پاتیلیLF
- ایستگاهی که فولاد درون پاتیل با قوسهای الکتریکی کوچک دوباره گرم میشود و همزمان آلیاژ افزوده و مذاب با آرگون هم زده میشود تا به ترکیب دقیق و دمای ریختهگری برسد.
- کورهی قوس الکتریکیEAF
- کورهی فولادسازی که قراضه، آهن اسفنجی و HBI را با قوس الکتریکی بین الکترودهای گرافیتی و شارژ و با کمک تزریق اکسیژن و کربن ذوب میکند و فولاد را در دستههایی به نام «ذوب» تولید میکند.
- کیفیت داده (Data Quality)
- میزان شایستگی یک مقدار برای کاربردش، که با معیارهای اعتبار (وضعیت Good، Uncertain یا Bad از منبع)، کاملبودن (شکاف داده)، بههنگامبودن (کهنگی)، معقولبودن (بازه، نرخ تغییر، سیگنال یخزده یا پرنویز) و سازگاری با موازنهها و حسگرهای دیگر سنجیده میشود.
- کیفیت سرویس در MQTT (QoS)QoS
- MQTT سه سطح تضمین تحویل بین کلاینت و بروکر تعریف میکند: QoS 0 حداکثر یک بار (بفرست و فراموش کن)، QoS 1 دستکم یک بار (با تأیید و احتمال تکرار) و QoS 2 دقیقاً یک بار (دستدهی چهارمرحلهای). این تضمین برای هر گام است، نه سرتاسری، و QoS بالاتر از توان عملیاتی میکاهد.
- Sparkplug پیامهای NDATA را برای توان عملیاتی با QoS 0 منتشر میکند و برای کشف از دست رفتن پیام به شمارهی توالی و گواهیهای تولد و مرگ تکیه دارد، درحالیکه پیامهای STATE از QoS 1 استفاده میکنند.
- گاز بوسل
- گاز احیایی داغ و غنی از هیدروژن و مونوکسیدکربن که از طریق لولهای حلقوی به نام بوسل دور کوره وارد کورهی احیای میدرکس میشود؛ دما و کیفیت آن تعیین میکند گندلهها با چه سرعتی احیا شوند.
- گاز در گردش (پلیمریزاسیون فاز گازی)
- اتیلن، کومونومر، هیدروژن و نیتروژنی که یک کمپرسور بزرگ از میان راکتور پلیمریزاسیون بستر سیال به بالا و سپس از یک خنککن به راکتور برمیگرداند. این گاز بستر را سیال نگه میدارد و حرارت واکنش را میبرد و نسبتهای هیدروژن و کومونومر آن که با GC اندازهگیری میشوند، گرید پلیمر را تعیین میکنند.
- یک جریان خروجی کوچک از گاز در گردش برداشته میشود تا گازهای بیاثر و ناخالصیها تجمع نکنند.
- گراف دانش صنعتی (Knowledge Graph)
- شبکهای از اشیای کارخانه (تجهیز، تگ، سند، دستور کار، ماده، رویداد) که با رابطههای نوعدار مثل «خوراک میدهد به»، «اندازهگیری میشود با» یا «تعمیر شده با» به هم وصلاند. برخلاف درخت، میتواند یک جریان را در طول فرایند دنبال کند یا همهی حسگرهای پاییندست یک شیر را پیدا کند.
- گندله (گندلهی سنگ آهن)
- گلولهای سخت به قطر حدود یک سانتیمتر که از غلتاندن کنسانترهی ریز سنگ آهن همراه با چسب و سپس پختن آن ساخته میشود؛ گندله آنقدر محکم و متخلخل است که حمل و در کورهی احیا یا کورهی بلند احیا شود.
- واحد احیای مستقیم به گندلهی گرید احیا با سیلیس و آلومینای کم نیاز دارد، چون همهی گانگ در نهایت وارد سربارهی EAF میشود.
- گواهی تولد و مرگ در Sparkplug
- گواهی تولد (NBIRTH برای گرهی لبه و DBIRTH برای دستگاه) نخستین پیام Sparkplug پس از اتصال است و همهی متریکها را با نام، نوع داده، فراداده و مقدار جاری فهرست میکند. گواهی مرگ (NDEATH و DDEATH) اعلام میکند که گره یا دستگاه آفلاین است؛ NDEATH بهعنوان پیام وصیت MQTT ثبت میشود تا بروکر حتی اگر گره بیخبر از کار بیفتد آن را بفرستد. مصرفکنندهها با این دو میفهمند کدام داده تازه و کدام کهنه است.
- وقتی برق گیتوی لبهی یک بانک فلوتاسیون قطع میشود، بروکر NDEATH آن را منتشر میکند و SCADA در عرض چند ثانیه هر ۲۵۰ متریک فلوتاسیون را کهنه علامت میزند.
- لوپر
- غلتکی روی بازوی لولایی بین دو قفسهی نورد نهایی که نوار را کمی بالا میبرد؛ نورد با کنترل زاویه و گشتاور لوپر کشش نوار بین قفسهها را ثابت نگه میدارد تا قفسهها نوار را نه بکشند و نه روی هم جمع کنند.
- لیکهاوس (Lakehouse)
- انبارهای تحلیلی که داده را در قالبهای باز مثل Parquet روی فضای ذخیرهسازی ارزان شیءگرا نگه میدارد، با یک قالب جدول باز مثل Apache Iceberg یا Delta Lake قابلیتهای جدول (تراکنش، تکامل ساختار، سفر در زمان) را اضافه میکند و هم گزارشگیری SQL و هم یادگیری ماشین را از همان یک نسخه سرویس میدهد.
- مات
- سولفید مذاب مس و آهن که از ذوب کنسانترهی مس به دست میآید و معمولاً ۵۰ تا ۷۰ درصد مس دارد؛ سپس کنورتورها آهن و گوگرد آن را جدا میکنند.
- ماتریس بهره
- جدول بهرههای حالت پایا: هر CV در نهایت به ازای یک واحد تغییر در هر MV یا DV چقدر تغییر میکند. محاسبهی هدف حالت پایا بر پایهی همین جدول است، پس بهره یا نسبت بهرهی نادرست به هدف نادرست میانجامد.
- مبدل استیلن (هیدروژناسیون انتخابی)
- راکتور کاتالیستی بستر ثابتی که مقدار ناچیز استیلن در برش C2 را با هیدروژن به اتیلن تبدیل میکند، زیرا حتی چند ppm استیلن به کاتالیستهای پلیمریزاسیون آسیب میزند. مبدل انتهایی (tail-end) بعد از اتانزدا قرار دارد و هیدروژن و CO جداگانه به آن افزوده میشوند؛ مبدل ابتدایی (front-end) کل گاز کراکشده را پیش از بخش سرد تصفیه میکند و اهرمهای کنترلی کمتری دارد.
- هیدروژن زیادی اتیلن را هم هیدروژنه میکند و میتواند دمای بستر را از کنترل خارج کند؛ بنابراین نسبت هیدروژن به استیلن تا جایی که مشخصهی خروجی اجازه میدهد پایین نگه داشته میشود.
- مبدل خط انتقالTLE
- مبدل حرارتی درست بعد از کویلهای بخش تابشی کورهی کراکینگ. گاز کراکشده را در چند میلیثانیه سرد میکند تا واکنشهای ثانویه متوقف شوند و حرارت بازیافتی را به بخار فشار بالا تبدیل میکند که بعداً کمپرسورهای بزرگ را میچرخاند.
- افزایش تدریجی دمای خروجی TLE نشاندهندهی رسوب کک است و یکی از نشانههایی است که کوره به زمان ککزدایی نزدیک میشود.
- متعادلسازی پاسها
- تنظیم خوراک، بخار و دمای پاسهای موازی کویل کوره، طوری که همه با سرعت یکسان کک بگیرند و با هم در تاریخ برنامهریزیشدهی ککزدایی به حد دمای دیوارهی لوله برسند، بهجای اینکه یک پاس داغتر کوره را زودتر از مدار خارج کند.
- MPC کوره کمی خوراک را از پاس داغتر B به پاس A منتقل میکند تا دمای خروجی کویل هر دو برابر شود.
- متغیر اغتشاشDV
- ورودی اندازهگیریشدهای که کنترلکننده نمیتواند آن را تغییر دهد، ولی میتواند اثرش را پیشبینی و زودتر جبران کند (پیشخور)، مثل دبی خوراکی که واحد بالادست تعیین میکند، دمای محیط یا سختی کانه.
- متغیر دستکاریشوندهMV
- اهرمی که کنترلکننده اجازهی حرکت آن را دارد و تقریباً همیشه نقطهی تنظیم یک حلقهی تنظیمی در DCS است (کنترلکنندهی دبی، دما یا فشار). اگر آن حلقه در مُد مناسب نباشد، MV در دسترس نیست و بهعنوان اغتشاش در نظر گرفته میشود.
- متغیر فرایندPV
- مقدار اندازهگیریشدهی کمیتی که یک حلقه کنترل میکند، مانند دما یا دبی، همراه وضعیت کیفیت آن.
- متغیر کنترلشوندهCV
- مقداری از فرایند که کنترلکننده باید آن را روی هدف یا داخل یک بازه نگه دارد، مثل ناخالصی محصول، اختلاف فشار برج یا درصد بازشدگی شیر. بیشتر CVها در MPC صنعتی متغیر بازهای (zone) هستند، نه نقطهی تنظیم ثابت.
- محاسبهی هدف حالت پایا (لایهی LP/QP)
- بخشی از MPC که در هر سیکل، با استفاده از بهرههای مدل، حدود و هزینههای اقتصادی، بهترین نقطهی کار پایای دستیافتنی را معمولاً با برنامهریزی خطی یا درجهدوم پیدا میکند. سپس بخش دینامیکی واحد را به سمت آن نقطه میبرد.
- وقتی قیمت نفت خام بالا و سوخت ارزان است، LP افزایش بار کوره و بازیابی بیشتر تقطیر میانی را ترجیح میدهد تا جایی که یک حد دما فعال شود.
- محتوای پیام (Payload)
- محتوای پیام بخش اصلی پیام است، در برابر پوشش آن (موضوع، سرآیندها، آدرسها). MQTT هر محتوایی را مجاز میداند؛ Sparkplug آن را Protocol Buffers تعیین کرده؛ OPC UA PubSub از UADP دودویی یا JSON استفاده میکند و بسیاری از پروژهها JSON خودشان را دارند. توافق روی طرحوارهی محتوا — مقدار، برچسب زمانی، کیفیت، واحد — به اندازهی انتخاب پروتکل اهمیت دارد.
- {"v": 351.2, "t": "2026-10-08T09:15:00.250Z", "q": "good", "u": "degC"} یک محتوای JSON حداقلی است که مقدار، برچسب زمانی منبع، کیفیت و واحد را کنار هم نگه میدارد.
- محصول داده (Data Product)
- مجموعهدادهای گزینششده و مستند که یک تیم مشخص مالک آن است و برای مصرفکنندگان نگهداریاش میکند، با قراردادی برای ساختار، تازگی، کیفیت و دسترسی؛ مثلاً «بازده روزانهی تطبیقیافتهی واحدها». این نگاه با داده مثل محصولی رفتار میکند که کاربر دارد، نه محصول جانبی سیستمها.
- مدل استاتیک و دینامیک کنورتور
- دو مدل سطح ۲ کنورتور اکسیژنی: پیش از دمش، مدل استاتیک مقدار چدن، قراضه، کمکذوب و کل اکسیژن را از موازنهی جرم و حرارت محاسبه میکند؛ نزدیک پایان دمش، مدل دینامیک با اندازهگیری سابلنس و آنالیز گاز خروجی اکسیژن و خنککنندهی باقیمانده را محاسبه میکند تا کربن و دما در اولین برگرداندن کنورتور به هدف برسند.
- مدل استنتاجی (حسگر نرم)
- محاسبهای که کیفیتی را که بهندرت یا با تأخیر اندازهگیری میشود، مثل نقطهی اشتعال محصول یا استحکام فشاری گندله، از روی اندازهگیریهای پرتکرار فرایند تخمین میزند تا کنترلکننده بتواند در هر سیکل عمل کند و منتظر آزمایشگاه نماند.
- مدل اطلاعاتی
- مدل اطلاعاتی توصیف میکند داده چه معنایی دارد و چگونه ساختار یافته است — چه اشیایی وجود دارند، ویژگیها، واحدها، رابطهها و نوعهای آنها — مستقل از اینکه بایتها چگونه جابهجا شوند. OPC UA، IEC 61850، ISA-95، AAS و DEXPI همگی مدل اطلاعاتی تعریف میکنند؛ Modbus و MQTT ساده این کار را نمیکنند.
- در یک سرور OPC UA، پمپ یک شیء از نوع PumpType است با متغیرهای فرزند برای سرعت، فشار رانش و جریان موتور که هر کدام واحد مهندسی دارند، بهجای سه نام تگ بیارتباط.
- مدل برنامهریزی خطیLP
- مدل برنامهریزی خطی کل پالایشگاه یا مجتمع که با استفاده از assay نفت خام، بازده واحدها و قیمتها، خوراکها، حالتهای کاری واحدها و سبد محصول را برای بیشینه کردن حاشیهی سود انتخاب میکند. نتایج آن به برنامههای ماهانه و اهداف زمانبندی، RTO و APC تبدیل میشود.
- LP تصمیم میگیرد نفت خام سنگینتر و ارزانتر صرفه دارد، چون FCC در این ماه ظرفیت خالی دارد.
- مدل پاسخ ضربهی محدودFIR
- مدلی غیرپارامتری که پاسخ یک CV به یک MV را به صورت فهرستی از ضرایب در طول زمان نگه میدارد. شناسایی آن ساده است و شکل کلاسیک در کنترلکنندههای نوع DMC است، اما فقط برای فرایندهای پایدار مناسب است و پارامترهای زیادی دارد.
- مدل تنظیم (نورد)
- مدل سطح ۲ که پیش از ورود هر قطعه به نورد، فاصلهی غلتکها، سرعتها، نیروها و کششهای هر قفسه را با مدلهای فیزیکی دما و تغییر شکل محاسبه و سپس با مقایسهی پیشبینیها و اندازهگیریها خود را تطبیق میدهد.
- مدل دارایی (قالبها و نمونهها)
- توصیفی ساختیافته از تجهیزات بهصورت نوعها (قالبها) با ویژگیها، محاسبهها و رویدادها که برای هر تجهیز واقعی یک نمونه از آن ساخته و به تگهایش متصل میشود. تعریف یکبارهی قالب پمپ و ساخت ۴۰۰ نمونه از آن، همان چیزی است که تحلیلها را در واحدها و سایتهای مختلف تکثیرپذیر میکند.
- مدل معنایی / هستیشناسی (Ontology)
- واژگانی مشترک و ماشینخوان از اجزای کارخانه (کلاس تجهیزات، مواد، اندازهگیریها، واحدها) و روابط مجاز میان آنها. این مدل باعث میشود دو سیستم، یا یک انسان و یک مدل هوش مصنوعی، از «دبی خوراک واحد هیدروتریتر» یک منظور داشته باشند.
- مدل Purdue
- مدلی مرجع که سامانههای کارخانه را در سطوحی روی هم میچیند؛ سطح ۰ فرایند فیزیکی و تجهیزات میدانی، سطح ۱ کنترل پایه، سطح ۲ کنترل نظارتی، سطح ۳ عملیات سایت و سطوح ۴ و ۵ کسبوکار و سازمان؛ بعدها یک DMZ صنعتی (که اغلب سطح ۳٫۵ نامیده میشود) میان سطح ۳ و ۴ به آن اضافه شد. این مدل از معماری مرجع سازمانی Purdue در دههی ۱۹۹۰ برآمده و برای سازماندهی تفکیک شبکه به کار میرود.
- قواعد دیوارهی آتشی که بر پایهی مدل Purdue ساخته شده، مانع میشود رایانهی اداری سطح ۴ مستقیماً با کنترلر سطح ۱ ارتباط بگیرد.
- مشخصهی (بُعد) کیفیت داده
- یک جنبهی سنجشپذیر از میزان تناسب داده با کاربردش. ISO/IEC 25012 پانزده مشخصه تعریف میکند؛ برخی ذاتی دادهاند (مانند صحت، کامل بودن، سازگاری، باورپذیری و بهروز بودن) و برخی به سامانهی نگهدارندهی داده وابستهاند (مانند دسترسپذیری و بازیابیپذیری)؛ ISO/IEC 25024 سنجههای آنها را ارائه میکند.
- فلومتری که روی آخرین مقدارش منجمد شده، از نظر بهروز بودن و صحت مردود است، حتی اگر تاریخچهنگار یک رکورد کامل و بیشکاف نشان دهد.
- مشخصهی همراه (Companion Specification)
- مشخصهی همراه یک مدل اطلاعاتی استاندارد OPC UA برای یک نوع تجهیز یا یک حوزه است که بنیاد OPC بههمراه یک گروه صنعتی مینویسد تا همهی سازندگان آن تجهیز را با ساختار و نامهای یکسان ارائه کنند. بنیاد OPC بیش از ۱۵۰ مشخصهی همراه را فهرست کرده است.
- مدل اطلاعات ابزار اتوماسیون فرایند (PA-DIM) یک مشخصهی همراه است که به هر ترانسمیتر، از هر سازندهای، امکان میدهد مقدار اندازهگیریشده، وضعیت و عیبیابی NE 107 خود را با ساختار یکسان OPC UA گزارش کند.
- مقدار درونیابیشده در برابر مقدار پلهای
- قاعدهای که مقدار میان دو نقطهی ذخیرهشده را تعیین میکند. اندازهگیری پیوسته مثل دما بهصورت خطی درونیابی میشود؛ مقدار گسسته مثل وضعیت پمپ، نقطهی تنظیم یا نتیجهی آزمایشگاه تا رسیدن مقدار بعدی ثابت میماند (پلهای). اشتباه در این قاعده میانگینها و دادهی آموزش مدل را بیصدا خراب میکند.
- نتیجهی آزمایشگاهی گوگرد ۸ ppm در ساعت ۱۰ مقداری پلهای است؛ درونیابی آن به سمت نتیجهی ساعت ۱۴ عددهایی میسازد که هیچکس اندازه نگرفته است.
- میانگین وزنی دمای بسترWABT
- میانگین دمای همهی بسترهای یک هیدروتریتر یا هیدروکراکر که با مقدار کاتالیست هر بستر وزندهی شده است. میزان تبدیل یا گوگردزدایی را تعیین میکند و در طول دورهی کار، با کاهش فعالیت کاتالیست، آرامآرام بالا میرود؛ بنابراین سرعت افزایش آن نشان میدهد کاتالیست چقدر دیگر دوام میآورد.
- کنترلکنندهی تبدیل هیدروکراکر یک هدف WABT تعیین میکند و کنترلکنندهی سطح پایینتر با جابهجاکردن دمای خروجی کوره و هیدروژن سردکنندهی هر بستر به آن میرسد.
- میانگین وزنی دمای ورودی راکتورهاWAIT
- میانگین دمای ورودی راکتورهای ریفورمر کاتالیستی که هر دما با سهم کاتالیست همان راکتور وزندهی میشود. اهرم اصلی تنظیم اکتان ریفورمیت است: WAIT بالاتر اکتان بیشتری میدهد، اما کک بیشتری روی کاتالیست مینشاند و بازده مایع را کم میکند.
- وقتی آنالایزر آنلاین اکتان بالاتر از هدف را نشان میدهد، APC ریفورمر دمای خروجی کورهها را کمی پایین میآورد؛ WAIT کم میشود و هدررفت اکتان متوقف میشود.
- ناحیهها و مجراها (zones and conduits)
- روش IEC 62443 برای تفکیک سامانهی کنترل؛ هر ناحیه داراییهایی را که نیازمندی امنیتی یکسان دارند گروهبندی میکند و هر مجرا مسیر ارتباطی تعریفشدهای میان ناحیهها با حفاظتهای خاص خود است؛ فقط ترافیکی مجاز است که از یک مجرا عبور کند.
- ناحیهی کنترل واحد تقطیر، ناحیهی جداگانهی SIS و ناحیهی عملیات سایت که با مجراهای دارای دیوارهی آتش و فقط برای پروتکلهای فهرستشده به هم متصلاند.
- نسبت بخار به هیدروکربن (نسبت بخار رقیقکننده)
- جرم بخار رقیقکنندهای که پیش از کراکینگ با هر واحد خوراک هیدروکربنی مخلوط میشود. بخار بیشتر فشار جزئی هیدروکربن را کم میکند که بازده الفین را بهتر و ککگرفتگی را کندتر میکند، ولی انرژی بیشتری میبرد؛ خوراکهای مایع تا حدود ۰٫۸۵ و اتان کمتر از آن به کار میبرند.
- DCS این نسبت را در هر کویل با جابهجاکردن دبی بخار رقیقکننده نگه میدارد و MPC یا بهینهساز کوره هدف آن را انتخاب میکند.
- نسبت هیدروژن به هیدروکربنH2/HC
- تعداد مول هیدروژن برگشتی که همراه هر مول خوراک از ریفورمر یا راکتور هیدروفراورش عبور میکند. هیدروژن بیشتر تشکیل کک روی کاتالیست را کند میکند اما توان کمپرسور بیشتری میخواهد؛ بنابراین نسبت در حداقلی نگه داشته میشود که کاتالیست را محافظت کند.
- در یک ریفورمر، نسبت مولی هیدروژن برگشتی به نفتا پیش از کنترل چندمتغیره میان ۶٫۵ و ۷٫۵ نوسان داشت و کنترل چندمتغیره آن را روی هدف ۷ نگه داشت.
- نقشهی رجیستر (Register Map)
- نقشهی رجیستر جدولی در دفترچهی دستگاه است که میگوید هر آدرس Modbus چه چیزی را نگه میدارد — معنا، نوع داده، مقیاسبندی، واحد، ترتیب بایت و کلمه و اینکه آیا قابلنوشتن است. خود Modbus فقط رجیسترهای شمارهدار ۱۶ بیتی را حمل میکند؛ بنابراین بدون نقشهی رجیستر داده بیمعناست و سکوی داده باید نقشههای رجیستر را بهصورت الگوهای دستگاه قابلاستفادهی دوباره ذخیره کند.
- نقشهی رجیستر یک کنتور برق میگوید رجیسترهای 3027 تا 3028 توان اکتیو را بر حسب کیلووات بهصورت عدد اعشاری ۳۲ بیتی با کلمهی بالایی در ابتدا نگه میدارند؛ همین مقدار در مدل دیگری از کنتور ممکن است در آدرسهای دیگر و با ترتیب دیگری باشد.
- نقطهی برش
- دمای جوشی که دو محصول مجاور یک برج تقطیر را از هم جدا میکند. در عمل از طریق مشخصات محصول مانند نقطهی ۹۵٪ تقطیر یا نقطهی اشتعال کنترل میشود و جابهجا کردن آن، بشکهها را از یک محصول به محصول دیگر منتقل میکند.
- افزایش دبی برداشت نفت سفید، نقطهی پایانی نفت سفید را بالا میبرد و ماده را از گازوئیل به نفت سفید منتقل میکند.
- نقطهی پایان سوختن بسترBTP
- موقعیتی در طول گریت متحرک (یا نوار سینتر) که جبههی حرارت به کف بستر میرسد و با افزایش ناگهانی دمای گاز ویندباکس دیده میشود. نگه داشتن آن در جای درست تضمین میکند همهی گندلهها پخته شوند، بدون هدر رفتن سوخت یا داغ شدن بیش از حد گریت.
- اگر BTP به سمت انتهای تخلیه حرکت کند، APC سرعت گریت را کم یا دمای ناحیههای پخت را زیاد میکند.
- نقطهی تنظیمSP
- مقدار مطلوب یک متغیر کنترلشونده؛ میتواند توسط اپراتور وارد شود، توسط کنترلر دیگری (آبشاری یا APC) نوشته شود یا برنامهریزی شود.
- APC نقطهی تنظیم دبی ریفلاکس را از ۱۲۰ به ۱۲۲ مترمکعب بر ساعت افزایش میدهد و سپس حلقهی PID دبی شیر را جابهجا میکند تا به آن برسد.
- نهاد گواهیدهنده
- سازمانی مستقل که خود از سوی نهاد اعتباربخشی ملی تأیید صلاحیت شده و در برابر یک استاندارد ممیزی و گواهی میکند — برای نمونه نهاد گواهی محصول و فرایند با اعتبار ISO/IEC 17065 برای طرحهای IEC 62443 مانند ISASecure یا طرح CB سازمان IECEE، یا ثبتکنندهی سامانههای مدیریت برای ISO 9001 و ISO/IEC 27001. اعتبار هر گواهی به اعتباربخشی پشت آن بستگی دارد.
- گواهی IEC 62443-4-1 شرکت AVEVA را exida صادر کرده است؛ آزمایشگاه منشوردار ISASecure که ANAB آن را بر پایهی ISO/IEC 17065 تأیید صلاحیت کرده است.
- هدررفت کیفیت
- کیفیتی فراتر از آنچه مشخصات محصول لازم دارد؛ مثلاً اکتان اضافی، فشار بخار پایینتر، گوگرد کمتر یا نقطهی اشتعالی که خیلی بالاتر از حد است. مشتری همان قیمت را میپردازد؛ بنابراین هر واحد هدررفت کیفیت، حاشیهی سود از دست رفته است و کاهش آن یکی از منافع اصلی APC و کنترل اختلاط است.
- در Shell Deer Park آنالایزر آنلاین اکتانی که به کنترلکنندهی ریفورمر داده میدهد، هدررفت اکتان را از ۰٫۷ به ۰٫۲ واحد رساند.
- هیدروتریتینگ (تصفیهی هیدروژنی)
- واکنش یک برش نفتی با هیدروژن روی کاتالیست برای حذف گوگرد، نیتروژن و فلزات و اشباع الفینها. گوگرد بهصورت H2S خارج میشود که جذب و به گوگرد عنصری تبدیل میشود.
- هیدروتریتر گازوئیل با پیرشدن کاتالیست، دمای راکتور را بالا میبرد تا گوگرد محصول روی مشخصات بماند.
- DMZ صنعتی (OT DMZ)DMZ
- شبکهای جداگانه میان دیوارههای آتش کارخانه و سازمان که همهی تبادلهای OT و IT در آن خاتمه مییابند (هیستورین تکثیری، رلهی داده، سرورهای واسط، سرورهای وصله) تا هیچ ترافیکی مستقیماً میان شبکهی سازمانی و شبکهی کنترل عبور نکند.
- مهندسان دفتر مرکزی روندهای کارخانه را از نسخهی هیستورین در DMZ میخوانند، نه از هیستورین داخل ناحیهی عملیات.
- HMI با کارایی بالا
- رویکردی به نمایشگرهای اپراتور، که در چرخهی عمر ISA-101 صورتبندی شده، و صفحهها را بر محور وظایف اپراتور طراحی میکند؛ نمایشگرهای کمرنگ که رنگ در آنها برای شرایط غیرعادی نگه داشته میشود، نمایش مقدارها همراه محدودهی عادی و روند، و سلسلهمراتبی از نمای کلی تا جزئیات.
- MAPD (متیلاستیلن و پروپادیان)MAPD
- دو ناخالصی C3 در جریان پروپیلن کراکشده که کاتالیستهای پلیپروپیلن را مسموم میکنند. مبدل MAPD آنها را به پروپیلن هیدروژنه میکند و هدفش مقدار کمی زیر حدی چند ppm است، در حالی که تا حد ممکن پروپیلن کمتری به پروپان هیدروژنه شود.
- چون MAPD خروجی میتواند در چند دقیقه از صفر به ده برابر حد خود برسد، MPC یک مجتمع بهجای آن افزایش پروپان در عرض بستر را کنترل میکند و MAPD را بهعنوان قید در نظر میگیرد.